[ و به فرزند خود حسن ( ع ) فرمود : ] پسرکم چهار چيز از من بياد دار ، و چهار ديگر به خاطر سپار که چند که بدان کار کنى از کرده خود زيان نبرى : گرانمايه‏ترين بى‏نيازى خرد است ، و بزرگترين درويشى بيخردى است و ترسناکترين تنهايى خودپسندى است و گراميترين حسب خوى نيکوست . پسرکم از دوستى نادان بپرهيز ، چه او خواهد که تو را سود رساند ليکن دچار زيانت گرداند ، و از دوستى بخيل بپرهيز ، چه او آنچه را سخت بدان نيازمندى از تو دريغ دارد ، و از دوستى تبهکار بپرهيز که به اندک بهايت بفروشد ، و از دوستى دروغگو بپرهيز که او سراب را ماند ، دور را به تو نزديک و نزديک را به تو دور نماياند . [نهج البلاغه]
کل بازديدها:----3039---
بازديد امروز: ----2-----
بازديد ديروز: ----2-----
جستجو:
به کدامين گناه کشته ميشوم ؟؟؟!!! - هيچ کس وجودمان
 
 
  • درباره دختر برفی و پسر برفیی
    به کدامين گناه کشته ميشوم ؟؟؟!!! - هيچ کس وجودمان
    دختربرفي و پسر برفي[8]
    نوشتن تنها بهانه ايست براي رسيدن به تنها حقيقت زندگي ... باشد که تمامي ما همچون برف پاک شويم و خالص
  • لوگوي وبلاگ
    به کدامين گناه کشته ميشوم ؟؟؟!!! - هيچ کس وجودمان

  • پيوندهاي روزانه
  • آدم برفیی ها
  • لوکوي دوستان ما
  • اوقات شرعي
  • اشتراک در وبلاگ

    نام:

    ايميل:

     
  • + به کدامين گناه کشته ميشوم ؟؟؟!!!
    نويسندگان: دختربرفي و پسر برفي جمعه 22/4/1386 ساعت 3:3 صبح

     


     


    «به نام پروردگار عدالت»


     


    سلام ... سلامي درد مند ... سلامي با دلي پر ز خون ... سلامي با فرياد هاي پر ز عدالت خواهي


     


    آنگاه که ظلمي هست و تو سکوت ميکني ، چه در ميکده مست نوشيدن شراب باشي و چه در عبادت گاه مست خواندن دعا ، هر دو يکيست ... واي بر ما که شنيديم ناله هايش را و سکوت کرديم ... واي بر ما ....


     


    امشب از توي گوشي يکي از دوستان فيلم دختري رو ديدم که از خونه فرار کرده بود و بعد از مدتي برگشته بود و يه عده اي که نميدونم خانوادش بودن يا هم محلي هاش توي کوچه شروع ميکنن به کتک زدنش .. به حدي که تمام بدنش کبود ميشه و اين کبودي ها قابل رويت هست چون اينقدر زده بودنش ديگه لباس سالمي توي تنش نبود .. اون دختر کف کوچه روي زمين نيمه جون افتاده بود تا اينکه با ضربه يه تخته سنگ بزرگ به سرش براي هميشه از بين ما ميره ... روحش شاد ( فاتحه يادتون نره )


    شايد بيش از ده نفر دور و اطراف اون دختر رو گرفته بودن و چه بي شرمانه به جاي نجات جونش شروع کرده بودن به فيلم گرفتن از اون ... از لحظه به لحظه هاي شکنجش فيلم ميگرفتن .... واي بر ما .. واي بر ما ... واي بر ما ....


     


    به کدامين گناه او را اينچنين نابود کردند ؟؟؟ مگر او برنگشته بود ؟؟؟ تو اي انسان در خواب فرو رفته  ... با تو ام اي انسان مجسمه اي ... با تو ... خداوند با آن همه عظمتش او را بخشيده بود تو به چه حقي بر اساس کدام قانون و عدالت چنين ظالمانه حکم کردي بر کشتنش ؟؟؟ واي بر و تو ... واي بر ما ...


     


    بين اون همه جمع ... بين اون همه مرد که ادعاشون ميشه سرشار از غيرتن و مردونگين .. حتي يه جوون مرد هم نبود که اون دختر رو از زير شکنجه نجات بده ... همه با لذت فقط نگاه ميکردن و فيلم ميگرفتن ... آيا اين قرن ، قرن توحش و بي عدالتي نيست ؟؟؟


     


    وقتي اين فيلم درد ناک رونصفه ديدم ناخودآگاه به اطرافيانم گفتم تمام کساني که اطراف اون دختر بودن و کاری نکردن در مرگش ... یا فراتر بگم در شهادتش گناه کار و مقصر بودن .. که یه لحظه به خودم اومدم ... منم زجر اون دختر رو دیده بودم ... غم تنهاییش یهویی توی دلم سنگینی کرد ... غم مرگ مظلومانش داشت روحمو میخورد ... تنها راهی که به ذهنم میرسید این بود که حداقل چند کلامی بنویسم ... بنویسم و بهشم بگم که معصوم من ، فرشته من آسوده باش ... آسوده باش که دیگر در این دنیای پر توحش نیستی ... آسوده و آرام در آغوش پروردگار زیبا تا ابد بخواب ...




    روحت شاد ای بانوی بی گناه
    ...


     


    تا به امروز هر چقدر مرگ بر آمریکا گفته ایم بس است ... حالا وقت آن است که همه با هم فریاد بزنیم مرگ بر بی عدالتی ... مرگ بر قانون های کاذب ... مرگ بر قرن توحش ...


     


    خواهر عزیزم منو ببخش ... منو ببخش که در اون لحظه های پر درد و  پر شکنجه کنارت نبودم ... خواهر گمنام و غریبه ی من ، مرا به خاطر غم تنهایی هایت ببخش ... دوستت دارم ... روحت شاد ...


     


    به امید ظهور منجی دو عالم حضرت مهدی ( عج )


     



        حرفای صادق مثل برف( )


  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
  • [25/7/1386- 3:39 ص] هديه پروردگار...
    [15/7/1386- 4:45 ع] آب را گل نکنيم ...!
    [22/4/1386- 3:3 ص] به کدامين گناه کشته ميشوم ؟؟؟!!!
    [13/4/1386- 10:36 ع] ميم مثل مادر !!!
    [11/4/1386- 2:16 ص] آدم هاي رنگين کموني !!!
    [1/4/1386- 11:39 ع] مرگ زندگي يا زندگي مرگ ؟؟؟!!!
    [22/3/1386- 7:7 ع] حکومت نظامي !!!
    [15/3/1386- 2:38 ص] آغازي ديگر همراه با عشق